این روزها که به واسطه جشن پرحاشیه و اشرافی همسر رییس جمهور در کاخ سعد آباد، همچنان واکنش های متعدد به این موضوع ادامه دارد، جا دارد از منظر تئوریک و جامعه شناسانه به تحلیل این معضل بپردازیم و به این سوال اصلی پاسخ دهیم که تفکر اشرافی گری برای اداره کشور از چه زمانی آغاز شد و چه کسانی بعد از انقلاب «اشرافی گری را یه یک فرهنگ» مثبت و هنجار اجتماعی قابل قبول در جامعه تبدیل کردند؟
پروفسور فرامرز رفیع پور استاد تمام جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی و چهره ماندگار جامعه شناسی ایران در کتاب «توسعه و تضاد» که روایتی جامعه شناسانه از تحولات اجتماعی ایران بعد از انقلاب است، به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که بخشهایی از آن را منتشر می شود:
پروفسور رفیع پور در فصل سوم این کتاب مسائل به وجود آمده ی بعد از سال 1368 را در ایران بررسی میکند و با بررسی سه مؤلفه ی متغیر درآمد، شغل و تحصیلات به این نتیجه می رسد که نابراری در ایران نه تنها کاهش پیدا نکرده است بلکه میزان نابرابری افزایش پیدا کرده است.
او معیار کشور را ظواهر مدنیزاسیون نمی داند، بلکه ملاک پایه ای را نابرابری اجتماعی می داند که نه فقط آن را با آمار دولتی، بلکه به صورت مستقیم به صورت جمع آوری آمار و غیر مستقیم میتوان سنجید.
ادامه مطلب...
برچسب ها :
اجتماعی ,