استاد شهید مرتضی مطهری با ذکر مثالی از یک عمل ساده و روزمره مفهوم بسیار پیچیدهای را بیان میکنند:
برای پختن نان خوب، باید تنورِ آماده داشت و هیچ اقدامی در آماده کردن تنور مهمتر از این نیست که تنور با روشی ملایم ولی مداوم و رو به تزاید گرم وآماده شود. برای همین است که هیزم خشک را باید ابتدا در تنور نهاد و آتش را به آن "گیر داد". وقتی هیزم آتش" را گرفت "و با مداومت آن را جذب کرد و آتش به تدریج زیادتر و زیادتر شد، بدنه تنور که ابتدا سرد بودهاست وکمکم گرم شده است تنور را آماده پختن میکند.
ایشان گیر دادن را کار معلم میدانند.معلم کارش گیر دادن آتش علم است ، او مشعلدار تربیت است ، مربی است.
ولی آیا تاثیر او در همه یکسان است ؟ آیا معلم تنها عامل تربیت است ؟ مسلما خیر ! نباید انتظار داشت که این تاثیر در همه یکسان باشد.چرا؟چون انسانها اهلیت و آمادگیشان متفاوت است. همانگونه که هیزمها باید استعداد گرفتن آتش را داشته باشند، استعداد و اهلیت انسانها و "خواست" ایشان یعنی "اشتیاق یادگیری" آنهاست که آمادگی را فراهم میکند تا انسانها از مشعل علم و تربیت آتش را" بگیرند".
ممکن است تمرکز و پاک بودن ذهن در کودکان از مشاغل و مسائل مختلف موجب افزایش و بهرهوری در آموزش کودکان باشد ولی در بزرگسالان ، آنگاه که فراگیر آگاهانه و مشتاقانه است وآمادگیش از شعور و نیازمندی به رشد و با اراد? خودش فراهم آمده است ، شاخص بهرهوری آموزش بهتر و بیشتر نشان داده میشود. چرا که پایداری و تاثیر آموزش بیشتر است چون انتخاب ، با تشخیص نیاز واقعی شخص و با اراده او صورت گرفته است.انتخاب موضوع ، انتخاب معلم و انتخاب روش یادگیر ، و مدت آن همه توسط فراگیر و با اراده او انجام میشود.
آموزش مداوم هم یک انتخاب مهم است. انتخابی مهمی است برای آنکه انسان برای تعامل - با تغییرات در آنچه که برای او جالب است -آگاه شود و آگاه بماند، لازم و ضروری است . انتخابِ یادگیریِ مداوم ، یک انتخاب بسیار بزرگ است حساستر از انتخابهای دیگر و مهمتر از آنها. حتی مهمتر از انتخاب همسر، مهمتر از حتی تولد و مرگ !!
این انتخاب خود یک جهانبینی است ، یک نوع نگاه به زندگی است یک فلسفه ارتباطی بسیار عمیق و موثر است. توجه و تاکید پیامبر اعظم(ص) بر آموختن از گهواره تا گور را یادمان هست ؟
برچسب ها :
علمی ,