رهبر معظم انقلاب روز گذشته در مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور در بیان تجارب انتخابات ?? خرداد،   پس از آنکه دشمنان نظام اسلامى را به تجربه اندوزى از حوادث اخیر دعوت کردند،   ایمان و هوشیارى ملت را،   مانع موفقیت دشمن خواندند و با اشاره به وجود نمونه هایى از سوءاستفاده از عقاید دینى مردم در تاریخ ایران تاکید کردند:   با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگوارى که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمى توان این مردم آگاه را فریب داد چرا که دل این ملت،   به نور ایمان روشن است. براى آگاهى خوانندگان محترم روزنامه جوان از حوادث مسجد ضرار و نحوه برخورد پیامبراکرم(ص) با جریان نفاق با نگاهى گذرا به بازخوانى این حادثه تاریخى پرداختیم که با هم مرور مى کنیم.

به نوشته ثانیه‌نیوز، جریان نفاق که در مکه شکل گرفت، پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامى، داراى تشکل و همبستگى بیشتر گردیده و در سراسر دوران رسالت پیامبر(ص) در مدینه، دست به اقدامات، فعالیتها و عملکردهاى خطرناک و تخریبى علیه اسلام، پیامبر(ص) و مسلمانان زدند.

بى تردید جریان نفاق براى انسجام بخشیدن به فعالیت هایشان نیاز به یک پایگاه داشتند تا درآنجا گردهم آمده،   دسیسه ها،   توطئه ها و دیگر اقداماتشان را علیه  اسلام و مسلمانان سازماندهى نمایند؛ از این رو به فکر تاسیس مرکز تصمیم گیرى شان نیز از آن سود جستند. آنان این مرکز را در قالب مسجد احداث نمودند تا عنوان مسجد،   پوششى براى فعالیت هاى خرابکارانه آنان باشد،مسجدى که در تاریخ اسلام به مسجد ضرار شهرت یافت.

داستان احداث این مسجد در منابع این گونه آمده است که سه طایفه از بنى عوف بنى عمربن عوف،   بنى سالم بن عوف و بنى غنم بن عوف در قبا زندگى مى کردند؛ بنى عمربن عوف با ورود اسلام به مدینه از اسلام استقبال کردند و مهاجران را در خانه هایشان جا دادند و قطعه زمینى را براى ساختن مسجد هدیه کردند که به مسجد بنى عمربن عوف یا مسجد قبا شناخته شد. آنان پس از احداث مسجد،   از رسول خدا خواستند با نماز خواندن در آنجا آن را افتتاح نماید،   رسول گرامى اسلام نیز مسجد قبا را با نماز خواندن در آن افتتاح نمود.   پس از این جریان پسر عموهایشان از بنى سالم و بنى غنم بن عوف که با شک و تردید،   مسلمان شده بودند و هنوز نفاق در دل هایشان وجود داشت،   نسبت به پسرعموهایشان در مورد مسجد قبا حسادت ورزیدند.

ازاین رو عده اى از منافقان این دو طایفه (بنى سالم و بنى غنم)که پانزده نفر بودند،   در کنار مسجد قبا،   مسجد دیگرى ساختند تا در آنجا جمع شده براى توطئه کردن علیه مسلمین مرکز و پایگاهى داشته باشند؛ پس از پایان یافتن کار احداث مسجد،   نزد رسول خدا(ص) آمدند و ازآن حضرت خواستند مسجدى را که بنا نموده بودند،   افتتاح نماید. حضرت که درحال تجهیز سپاه براى رفتن به غزوه تبوک بود،   اظهار داشت که پس از برگشتن از جنگ آن را افتتاح خواهدکرد.

پس از بازگشت پیامبر اعظم(ص) ازغزوه تبوک،   خداوند از طریق وحى اهداف و انگیزه هاى منافقان را از بناى مسجد به آن حضرت خبر داد،   وقتى رسول خدا (ص) از سوء نیت منافقین آگاه شد،   نه تنها در آن مسجد نماز نخواند،   بلکه فرمان داد تا آن را از بیخ و بن بر کنند و بسوزانند. قرآن کریم اهداف و انگیزه هاى منافقان را از احداث مسجد ضرار این گونه بر مى شمارد:   «والذین اتخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً بین المؤمنین و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل ولیحلفنّ اناردنا الاالحسنى والله یشهد انّهم لکاذبون» کسانى که براى زیان رساندن به مسلمانان،   تقویت کفر،   تفرقه افکنى میان مؤمنان وکمین گاه ساختن براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود،   مسجدى ساختند؛ آنان سوگند یاد مى کنند که جز نیکى و خدمت،   نظرى نداشته ایم،   اما خداوند گواهى مى دهد که آنها دروغگو هستند. بنابراین قرآن کریم اهداف شوم جریان نفاق را از احداث مسجد ضرار در چهار قسمت خلاصه مى کند:

?- ضرر رساندن به مسلمانان: آنان برخلاف ادعایشان که هدف ازبناى مسجد را تامین منافع مسلمانان وکمک به بیماران و از کار افتادگان قلمداد مى کردند،   درصدد ضرر رساندن به مسلمانان،   نابودى اسلام،   پیامبر(ص)ومسلمانان بودند (والذین اتخذوا مسجداً ضراراً).

?- تقویت مبانى کفر: آنان مى خواستند مبانى کفر را تقویت نموده،   مردم را به وضعیت قبل از اسلام که همان شرک و کفر است، بازگردانند (وکفراً).

?- ایجاد تفرقه میان مسلمانان: مى خواستند میان صفوف مسلمانان تفرقه ایجاد نمایند،   زیرا با اجتماع گروهى دراین مسجد،   مسجد قبا که نزدیک آن بود یا مسجد پیامبر(ص)،   ازرونق مى افتاد. (وتفریقاً بین المؤمنین).

?- ایجاد پایگاه براى دشمنان خدا و رسول:   آنان مى خواستند مرکز و پایگاه و کانونى براى کسى که با خدا وپیامبرش مبارزه کرده بود وسوابق سوءاش براى همگان روشن بود،   بسازند تا از این پایگاه برنامه هاى خویش را عملى سازند. (وارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل)