شبهه :
اگر روابط دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در کار نیست و آنهایی که این روابط را منع می کنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می کنند و برای کار خود دلیل معقول و شرعی ندارند.
پاسخ :ادامه مطلب...
شبهه :
اگر روابط دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در کار نیست و آنهایی که این روابط را منع می کنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می کنند و برای کار خود دلیل معقول و شرعی ندارند.
پاسخ :ادامه مطلب...
مناظره حضرت علی(ع) و ابوبکر با عالم یهودیادامه مطلب...
شبهه :
دختر و پسر قبل از ازدواج باید با هم رابطه داشته باشند و عاشق هم شوند و الا هیچ تضمینی نیست که پس از ازدواج و سازگاری عشق پدید آید.
پاسخ :ادامه مطلب...
شبهه :
گفتگوی دختر و پسر و روابط آنها را برای اجتماعی شدن مفید است و نباید مانع رشد اجتماعی آنها شد.
پاسخ :ادامه مطلب...
شبهه :
هیچ راهی وجود ندارد که دختران فریب پسران را نخورند چون دختران انسان هایی عاطفی و احساسی هستند و پسرها از همین دام استفاده می کنند در واقع نظام خلقت چنین ایجاب می کند یکی بفریبد و دیگری گول بخرد.
پاسخ :ادامه مطلب...
شبهه :
نباید مانع روابط دختر و پسر در دانشگاه شد چون دانشجو پس از جدا شدن از خانه دچار تنهایی، افسردگی میشود و برای رهایی از آن این روابط برایش لازم است.
پاسخ :ادامه مطلب...
برچسب ها :
تربیتی ,
قلم به دست گرفتم که خدا خدا بنویسم
به خاطر دل خود، نامهای جدا بنویسم
اگر چه اشکِ توسل امان نمیدهد اما
خدا کند بتوانم، نامه را بنویسم
به کارنامهی خود رنگی از بقا ندارم
مگو که چند خط از جرم و از خطا بنویسم
به نامهی عمل خود نگاه کردم و گفتم
که از کجا بنگارم که از کجا بنویسم
ولی به خاطرم آمد که عرض حاجت خود را
بر آستانه ولی نعمتم رضا بنویسم
طبیب دل عاشقان، اجازه بفرما
که چند جملهای از دردِ بیدوا بنویسم
منی که شرم نکردم ز خون شهیدان
چگونه قصه ی جانسوز کربلا بنویسم
شهید آوینی
داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخر الزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. ادامه مطلب...
زنان به قدری که توان جسمی و نیازها و ضرورتهایشان اجازه میدهد، میتوانند در فعّالیت ها شرکت کنند. آنها هر چه میتوانند، تلاش اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کنند. شرع مقدّس، مانع نیست .ادامه مطلب...
در عصر امامت امام زین العابدین علیه السلام (61- 95 ه) جامعه اسلامى در یک بحران فکرى و عقیدتى وحشتزا فرو رفته بود. بى تردید از پیش عوامل مختلفى در این بحران نقش داشتند که در این میان چند عامل از همه مهمتر به نظر مىرسد:
1- فاصله گرفتن جامعه از مکتب اهل بیت علیه السلام و محدودیتهاى سیاسى براى امامان علیهم السلام از طریق منع نقل و نوشتن حدیث، مگر احادیثخاصى که خلفاى قبل اجازه داده بودند.
2- توطئه دستگاه جبار اموى در جهت دامن زدن به اختلافات فکرى و مشغول کردن مردم به مسائل غیر مهم و بهره بردارى سیاسى از آن، که در نتیجه فرصت تبیین و تحقیق در این مسائل از دست مىرفت. ادامه مطلب...